وبلاگ را قورت بده!

15 09 2008

مطلبی که میخواهم امروز بنویسم را تقریبآ همه تان می دانید و اینی که الان می نویسم تکرار مکررات است.پس اجازه بدهید که یک  بار دیگر مکررات را تکرار کنم.

مدتها پیش که من شروع کردم به وبلاگ نویسی به این سبکی که الان دارم می نویسم، با تفکراتی که قبلآ داشتم خیلی دوست داشتم که با تبادل لینک کردن با وبلاگ هایی مثل دکتر مزیدی و غیره آمار وبلاگم را بالا ببرم.راستش اون موقع که بلاگفایی بودم ، به کتر مزیدی ایمیل زدم که می خواهم تبادل لینک کنم و ایشان هم رد کردند اولش خیلی ناراحت شدم! ولی خوب بعدش که دلیلشان را خواندم دیگر آن طوری فکر نکردم.

راستش آن موقع به نظرم می رسید که این وبلاگ ها نمی خواهند وبلاگ نویسان خورده پایی چون من به جمعشان اضافه شوم. به همین دلیل ، از دست خیلی از وبلاگ نویسان ناراحت بودم.یک جورهایی بدون اینکه کسی تا آن موقع حرفی در مورد مافیای وبلاگ نویسی ایرانی ، بزند به فکرم رسید که واقعآ مافیایی در میان است. راست و حسینی بگم تا همین چند وقت پیش این تفکر برای من یک تفکر واقعی بود و بهش کاملآ اعتقاد داشتم. ولی بگذارید از بعد دیگری به قضیه ی وبلاگ نویسی نگاه کنیم…

مدتی میشود که علاقه ی خاصی به نوشته های «برایان تریسی»  پیدا کرده ام و هر روز مدتی را به مطالعه ی کتاب های این نویسنده ی موفق اختصاص می دهم.راستش اون اوایل که کتابهای برایان تریسی رو مطالعه می کردم خیلی به نوشته هایش اعتقاد نداشتم تا  اینکه بعد از خواندن چند کتابش ،تصمیم گرفتم که کتاب مشهورش با نام «قورباغه ات را قورت بده» را  خریداری کنم(کاری که باید اول انجام می دادم) .خواندن مقدمه ی این کتاب واقعآ من رو تحت تاثیر قرار داد.بگذارید عین متن مقدمه را از  زبان برایان تریسی برایتان بنویسم:

من در ابتدا امکانات بسیار اندکی داشتم و جز ذهنی کنجکاو ، هیچ مهارت دیگری نداشتم.توی مدرسه هم زیاد درس نمی خواندم و بدون آنکه تحصیلات خود خود را به پایان برسانم ترک تحصیل کردم.چند سالی را نیز به کارهای مختلف پرداختم،  آینده ی نوید بخشی در انتظارم نبود.

در جوانی مدتی در یک کشتی باربری کاری پیدا کردم و با آن به هشتاد کشور دنیا سفر کردم و هنگامی که دیگر نتوانستم کار بدنی بکنم، به سراغ حرفه ی فروشندگی رفتم.اجناس خود را به درب منازل و اداره ها و سازمان ها تحویل می دادم و از این طریق روزگار می گذراندم.تا اینکه روزی به خود آمدم و پیش خود گفتم « چرا دیگران بهتر از من کار می کنند؟»

آنگاه دست به کاری زدم که مسیر زندگی ام را تغییر دادم.سراغ فروشنگان موفق رفتم و رمز کارشان را از آنها پرسیدم، و بعد خودم همان کاری را که آنها گفته بودند کردم و فروش من بالا رفت…..هنوز هم در شگفتم که این کار چقدر ساده و راحت بود.فقط باید می دیدم که افراد موفق چه می کنند و همان کارها را تقلید می کردم!واقعآ روش اعجاب آوری است!

بله دوستان! بهتر است به جای اینکه هی غش و ضعف برویم که چرا دیگران ما را به عنوان دوست وبلاگ نویس  نمی پذیرند ، ببینیم که وبلاگ نویسان موفق چه کار کرده اند که ما نکرده ایم، و بعد آنها را انجام دهیم.لازم نیست که به وبلاگ نویسان موفق ایمیل بزنیم  و از آنها بخواهیم که رمز موفقیتشان را برای ما بنویسند، کافی است که مدتی وبلاگ آنها را دنبال کنیم، تا ببینیم که آنها چه می کنند؟ همچنین وبلاگ های زیادی هم هستند که نویسندگان آنها خودشان جزو بهترین و موفق ترین وبلاگ نویسان هستند و در وبلاگ هایشان درمورد اصول وبلاگ نویسی می نویسند.مطالعه ی وبلاگ های آنها حکم نقشه هایی را دارد که ما را در مسیر نا معلوم و نا آشنای وبلاگ نویسی  کمک مان می کنند. این نقشه گاهی مسیر(خود وبلاگ نویسی) را برای ما زیبا تر و دلنشین تر از مقصد می کنند.

پس بهتر است به جای اینکه به مافیای وبلاگ نویسان اعتراض کنیم ، خودمان یک مافیا راه بیاندازیم!

موفق باشید!

در ضمن خواندن این مطلب را نیز اکیدآ توصیه می کنم

Advertisements

کارها

Information

5 responses

15 09 2008
giledokhtar

kash ye list az webloghaiee ke fekr mikoni tozihate khoobi daran ham mizashti ba linke marboote , be dard oonhaiee ke alaghe daran varede in bazi shan mikhore!
Take care

رضا:دوست عزیز وبلاگ های بسیار مشهوری در این زمینه وجود دارند.از جمله problogger، Dailyblogtips،copyblogger و خیلی وبلاگ های دیگر در این زمینه.شما می توانید وبلاگ های بسیار بیشتری را یا با مراجعه به تکنوراتی یا جستجوی گوگل پیدا کنید.موفق باشید

18 09 2008
shahin

جالب بود و زیبا مرسی

5 02 2009
سمیرا

من می خوام یک وبلاگ بنویسم میشه لطفا» کمکم کنید مر30

6 02 2009
8 نکته ی مهم و کاربردی برای موفقیت در تویتر « تک نویس

[…] که در پستی قبلآ نوشتم به قول برایان تریسی “برای موفقیت باید از بزرگان یاد […]

3 07 2009
erfanath

مطلب مفیدی بود
اما مشکلات زیادی بر سر راه ما تازه کاران است شما ما را خوب نصیحت کردید
اما می شه یه بچه نو پا رو نصیحت کرد باید بهش فهموند نه بذاریم تجربه ای که باعث پشیمونی میشرو به دست بیاره لطفا راهنمایی کنید
با تشکر یک بنده خدا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: