نگاهی به گذشته ، نگاهی هم به آینده

17 12 2008

مدتی می شود که نتوانستم که درست و حسابی وبلاگ نویسی بکنم، به همین خاطر نوشتن یک کمی سخت می شه، مخصوصآ اینکه الان تقریبآ تعداد مشترکین وبلاگم از تابستون تا الان حدودآ دوبرابر شده و نوشتن برای این خواننده ها کمی سخت تر می شه.
مدتی می شه که فکر می کنم که اصلآ این نوشته های من رو کسی می خونه؟! اینقدر تعداد نوشته ها در زمینه ی آی تی زیاد شده که واقعآ دیده شدن در این بین خیلی سخت به نظر می رسه و به همین دلیل هم هست که مدتی است که سعی می کنم که کمی متفاوت تر بنویسم(البته منظورم از متفاوت تر بهتر نیست ، منظور همون متفاوت تره!)

امیدوارم که بتوانم ایده های خوبی پیدا کنم تا بتوانم اون طوری که خودم دوست دارم بنویسم، واقعیت این هست که حتی ترجمه ی مطالب خوب از دیگر وبلاگ ها هم به من زیاد حال نمی دهد ، نمی دانم این همه وسواس برای چیست؟ یکی نداد فکر می کند که من هم کسی مایکل آرینگتون هستم واین وبلاگ هم چیزی تو مایه های تک کرانچ هست! که اینقدر دارم برایش وسواس به خرج می دهم! . ولی واقعیت این است که واقعآ کسی که وبلاگ می نویسد وبلاگش را هرجند بد خیلی دوست دارد و همیشه سعی می کند که به آن خیلی بهتر از قبل برسد. ، درست مثل یک پدر یا مادر که بچه اش را همه جوره دوست دارد ، هر چند بچه اش زشت باشد!

در آینده بیشتر در خدمتتان خواهم بود


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: