چرا باید درس بخوانم؟

31 12 2008

خوب یادم می آید آنروزی را که دانشگاه قبول شدم. ساعت سه ی بعد از طهر بود یکی از دوستام بهم زنگ زد

-سلام رضا ! رتبه ات چقدر شد؟

نمی دونم! مگه جوابا اومده؟

آره بابا اومده!

آخه قرار بود ساعت 7 بعد از طهر بیاد!

نمی دونم ولی اومده .برو توی سایت سازمان سنجش ببین رتبه ات چقد شده.حتمآ بهم بگی ها !

باشه بابا! رتبه ات چقدر شده؟

خیلی بد بودم!

چقدر بودی؟

80!!!

مبارکه! ایشاللا پزشکی تهرانی دیگه؟

ببینیم چی میشه.

با هزاران استرس که هیچ وقت دیگه برای دوباره حاضر نیستم که تجربه اش بکنم رفتم کافینت سر کوجه مون)(اون موقع کامپیوتر نداشتم)

.

.

.

آخر سر زد و داروسازی تبریز قبول شدم. خوشحال بودم که آخرش شدم دکتر!!!اخه مامان بزرگم وقتی داشت فوت می کرد ازم خواست که دکتر بشم و خیلی خوشحال بودم که تونستم آرزو شو برآورده کنم

.فکر می کردم که دیگه سختی ها تموم شده و سخت دوره ی زندگی ام رو گذروندم ولی واقعآ در اشتباه بودم. بدبختی های من واقعآ تازه شروع شد!!درس هام شروع شد…

9 واحد فیزیولوژی

نه واحد فارما(درسی که توی همه ی رشته ها 2 واحده و فقط توی پزشکی 4 واحده)

شیمی دارویی

5 تا صنعتی(توی 5 ترم)

حدود بیست واحد شیمی به طور خالص!

درس های وحشتناکی که حتی تلفظ کردن اسماهشون هم سخته!فارماکوگنوزی! و … این همه درس ها رو می گذرونم یا قرار بگذرونم…

خوب؟؟؟؟ که جی بشه؟

آخرش که قراره بقالی بزنیم دیگه! چه نیازی به پاس کردن 208 واحد درس کوفتیه؟

آره ! چه نیازی هست که این همه درس بخونیم؟ وفتی که از چپ و راست دارن توی سر و کله ی ما می زنند. دانشجو های پزشکی که (همه اشون رو دوست دارم) دارند به ما می گن شامپو فروش!! نسخه پیچ توی داروخانه ما رو زیر دست خودش می دونه! چه دلیلی داره که اینقدر سختی بکشیم که دست خط یکی دیگه رو بخونیم و بعدش هم وقتی که اشتباهی توش می بینی و بهش می گی یک کم مونده که بزنتت! که آقا من می دونم وشما نمی دونید!

چه ارزشی داره این همه سختی رو بکشی وقتی استادت که از دانشکده ی پزشکی اومده سر کلاس بهت می گه “به من چه که باید به یه مشت دوا فروش درس بگم”؟؟ !!تو رو خدا شما بفرمایید چرا این همه درس وحشتناک رو بگذرونیم؟

چرا همه فکر می کنند که ما حقشون رو خوردیم؟

حالا با همه ی این بدبختی ها همه ی امیدمون به حق فنی ای بود که شاید امیدی برای یک دانشجوی داروسازی بود رو الان دارند ازش می گیرند. چرا ؟ چون فکر می کنند که این پولی که بابت هر دارو به یک داروساز تعلق می گیره از سرش هم زیاده !

(ببینیدآخه ما 217 ملیارد تومن در سال داریم به ملت صدمه می زنیم!

مدتی پیش هم که قانون تصویب کردند که هر کسی می تواند با داشتن یک مدرک آکادمی در یک منطقه ی دور افتاده داروخانه بزنه!!! چرا این قدر خوب دارند ما رو

درک می کنند

بخدا اگه اون مسئولینی که دارند این قاون ها رو ارائه و تصویب می کنند می دونستند که یک دانشجوی داروسازی چه سختیی می کشه تا اون مدرک دکتری رو می گیره هیچ وقت همچین حرفی رو نمی زدند.

تا الان من نشنیدم که یکی از مسئولین بلند پایه ی بخش درمان کشور یک داروساز باشه و عمومآ پزشک هستند . شاید اگر که یکی ا زاین مسئولسن داروساز بود دیگر این مشکلات را نداشتیم. خلاصه ی کلام اینکه مسئولین با گفتن این مسئله دل ما را به شدت شکاندند.

لینک مرتبط: حق فنی داروخانه ها تاملی بر ماوقع

Advertisements

کارها

Information

4 responses

31 12 2008
نوید اخوت

سلام رضاجان
حقیقت اینه که توی هر شغلی همیشه چالش وجود داره، در مورد داروسازی هم الان این چالش خودشو بیشتر نشون داده
این قضیه میتونه یه تلنگر باشه، به خیلی چیزها..
اینکه یکبار دیگه بیایم ببینیم چرا قانون اونقدر ازیک داروسازحمایت نمی کنه که بتونه با خیال راحت و بودن اینکه نگران از دست رفتن نسخه هاش باشه جلوی اشتباه در نسخه نویسی رو بگیره
چرا بیمه ها از اول حاضر نشدن هزینه ای بابت حق مشاوره و حق فنی داروسازان بپردازند؟
چرا خواستند با نادیده گرفتن نقش علمی داروساز صرفه جویی اقتصادی صورت بدن؟
اینکه بگیم داروساز کاری نمیکنه دستور میزنه و میده دست بیمار درست مثل وضعیتیه که بیمار به پزشکش میگه اینو واسه من بنویس اونم واسش مینویسه..
در این مورد هم پزشک کار علمی انجام نداده
مساله «نیاز داشتن» به کاریه که پزشک انجام میده که در اینجا نوشتن نسخه حالا یا برای بیمه شدنه یا برای اینکه بتونه دارو رو ازداروخانه تهییه کنه که بدون نسخه نمیتونه تهییه کنه

بذار اینور قضیه رو هم ببینیم. داروسازی که بخواد خودش داروخانه اش رو اداره کنه، اینقدر درگیر کارهای جزئی و کلی خود داروخانه میشه که دیگه نایی برای توضیح دادن و وقت گذاشتن و مجالی برای مطالعه و بالابردن معلوماتش براشنمیمخونه
اینا همه ضعفه سیستمه که یک دارسازفارغ التحصیل رو که خیلی سر تر ازهر کسه دیگه در زمان فارغ التحصیلی ازدارو سر رشته دارو رو به اضمحلال اجباری دچار میکنه

بازهم بیا و ازاینور به مساله نگاه کن
خود مردم ؛ چند بار شده خود مردم خواسته باشن ازداروساز مشاوره واقعی بخوان، منظورم 0ازاین سوالهای الکی نیست، چند درصدمردم می دونن که یک داروسازچقدر بار علمی در مورد داروها داره؟ نه خدائیش نمیدونن. ازیک طرف سیستم بیمار رو به طبعیت محض و بدون چون و چرا ازپزشک راهنمایی میکنه از طرفی خود داروساز هم ترجیح میده خودش رو درگیر با پزشک نکنه هم اعتماد بیمار به پزشک رو از بین نبره، یکبار میگه دوبار میگه در نهایت وقتیدید طرفش اصلاح بشونیست میگه بذار هر کاری دلشخواست بکنه من کار خودمو انجام بدم!! در حالی که کار اصلی داروسازارائه دارو نیست!
داروساز باید ناظر بر صحت ارائه باشه، باید نظر علمیش در مورد مصرف دارو در مورد بیمارش رو اعلام کنه و به عمل برسونه

اگه پزشک بنا باشه طوری نسخه نویسی کنه که از طرف داروساز مورد اشکال قرار نگیره طوری که گزارش این اشکال باعث توقف کارشبشه مطمئنا اگه مایل هم نباشه مجبود خواهد بود که نقش داروساز رو درک کنه

اگه سیستم دارویی طوری باشه که یک داروساز مجبود نباشه درامدش به تعداد زیاد نسخه وابسته باشه اونوقت فرصت کافی برای پرداختن به کار اصلیش رو داره

اگه با 80 تا نسخه در روز درامد کافی داشته باشه نگران این نمیشه که اگه با فلان پزشک خاصی کنار نیام نسخه هام کم میشه و..

وقتی خود مریض بدونه که حقشه برای هر نسخه توضیح کافی بخواد اون داروسازی که کم کاری میکنه مجبور میشه دوباره بره سراغ خوندن کتابها و به روز شدن

وقتی کار درست انجام میشه که ارزش درست اون کار پرداخت بشه
کار علمی در داروخانه هم هزینه متناسب با خودش رو میطلبه

..
موفق و پاینده باشی دکتر جان

31 12 2008
Reza

دکتر جان ولی خوب ما تا الان همه اش داریم که صورت مسئله رو نگاه می کنیم ولی چیزی که هست اینه که چه راه حلی باید برای این کار اندیشیده بشه؟ تازه بعد از این کارها بستر ها و زیر ساخت های اون فراهم نمی شه .اون وقته که مشکل دوباره خودش رو نمایان می کنه.مشکلی که همیشه در مملکت ما بوده این بوده که طرح خوب کم نداشتیم ولی چیزی که کم داشتیم زیر ساخت خوب و مناسب برای اجرای درست و دقیق اون کار هست.

حالا در مورد داروسازی مسئله دو چندان می شه و او ن اینه که برای داروسازها ما ایده ی خوب هم نداریم! چه برسد به اینکه بخواهیم اون را اجرا بکنیم! به امید روزی که اول تفکر برای داروسازی درست بشه بعد!

3 01 2009
master

سلام آقای دکتر راستش خیلی ناراحت شدم که شما این دید رو نسبت به رشتمون دارین!وقتی شما اینو بگی خوب ما فردا جلو پزشکیا چیزی نمیتونیم بگیم که!ما خودمون باید از رشته و آیندمون دفاع کنیم!درسته که دولت با این کار خواست صورت مسئله رو پاک کنه ولی با اقداماتی که از طرف داروسازا شد فکر نمیکنم حرفشون به کرسی بشینه! خلاصه به جای دفاع از این رشته و دلداری به ماها داری نیومده مارو میترسونی که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تازه رشته ما خیلی کارای جالب داره که کمتر کسی باهاش آشنا میشه…هیچوقت به کار کردن تو داروخونه واسه همیشه فکر نکن…..داروسازی شیکترین و تمیز ترین و جذابترین رشته بین رشته های علوم پزشکی….به امید روزی که همهمون قدر این روزا رو بدونیم….

17 04 2009
وحید قاضی

سلام رضا جان.توی این مملکت با روسای مسخره و نادونش همه چی خر تو خر شده.این مشکل فقط برای رشته داروسازی نیست.شما یه نگاهی به رشته حقوق بینداز.هر ساله هزاران نفر از حقوق فارغ التحصیل میشن و هزاران نفر هم وارد دانشگاه میشن.اما به راستی چند نفرشون واقعن باسوادن؟اینقدر تعداد حقوقی ها زیاد شده که دیگه ارزش رشته حقوق از بین رفته و اگه بری سر میدون یه سوت بزنی بگی حقوقدان میخوام،شونصد نفر برات صف میکشن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: